هوای چاییدن که به سرم میزند...

 

این روزها
دوباره هوایی شده ام ،
هوس لحظه ای کرده ام شبیه شب یلدا ،
یا تحویل سال ،
دلم یک تنگ بلور میخواهد با یک ماهی قرمز...
آن هم در این فصل و در اینجا !
هوس باران کرده ام
آنقدر که حسابی زیرش خیس بخورم
تا سرما بخورم
یک کاسه انار سرخ
یک قاج هندوانه
یک مشت آجیل
و فال حافظ
...

و این یعنی زنـــدگــــی!
چه کنم دست خودم نیست
این دل دیوانه ام انگار
حالا حالاها خیال عاقل شدن ندارد...

 

***

 پ ن ١ : از آنجایی که جوجه کوچولو را به سروسامان رساندم و کارش را ساختم ، حالا تصمیم به سرپرستی ماهی قرمز گرفته ام چشمک، هر کس توانست برایم ماهی پیدا کند آنرا به ٢ برابر قیمت خریدارم!


پ ن ٢ : خودتان را زیاد آزار ندهید من به دیوانگی ام کاملا" معترفم !

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه اميني

يه چشم بر هم زدن ، شب يلدا هم ميرسه [بغل]

مهدی

اوضاع خفنه بپا آنفولانزا نگیری! - اونم از نوع a -

شمع سوخته

سلام از اینکه اومدی خوشحال شدم و از آپ کردنت خوشحال تر سوار ابر به سمت عروج می تازی به دست، بیرقی از ذوالفقار می آیی تو از قبیله نوری، تو از قبیله طور تو با عشیره آیینه دار می آیی تو از تبار غدیری و از نژاد فدک چرا به ساحل دل، سوگوار می آیی پر است خلوتم از عطر ناب شب بو ها فدای آمدنت! ... با بهار می آیی ؟ عزیز باشین و سربلند[گل][گل][گل]

آسمان سخت

سلام دوست گلم . من آپ شدم . اگه بهم سربزنین خوشحال میشم .

مهرداد

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که عمری به اجبار خواهیم خفت.شریعتی .منتظرت هستمwww.kavir123.blogfa.com

سجاد

وای چه قد شعرتون قشنگ بود [لبخند]