با احترام تقدیم به خودم !

 

زمین به ما آموخت
ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم

مگر کم از خاکیم

نفس کشید زمین

ما چرا نفس نکشیم ؟

 

***

پ ن ١: اگر زندگی دست من بود آن را برمیداشتم و میبردم به قشنگ ترین و مهربان ترین نقطه ی زمین و پرش میکردم از رنگها...

پ ن ٢: اگر میدانستید که من از مشغله های این روزها چه میکشم دلتان برایم کباب میشد ، اگر کوفتگی و دردهای خستگی ام را میچشیدید غرزدن هایم را به میز محاکمه نمیکشیدید ، من گوش میخواهم برای غرزدن همین!

پ ن ٣: میخواهم خودم را تحویل بگیرم و برای خودم سنگ تمام بگذارم ، شاید بتوانم با اینکار با مشغله هایم کمی کنار بیایم ،و برای شروع "پختن یک کیک شکلاتی" خوب است!

/ 3 نظر / 7 بازدید
فاطی

خودتو نکن لوس[ابرو] بدو لپمو بکن بوس [ماچ]

فاطی

همیشه این حسرت سنگین گلویم را میفشارد همیشه این آرزوی محال مغزم را تا انتها می بلعد همیشه این سکوت سرد روحم را می آزارد باید چیزی بگویم مگر نه اینکه منهم از جنس همین خاکم ؟ مگر نه اینکه منهم روی همین حباب خاکی قدم میزنم سهمم را از زندگی به فراموشی سپردم این تقدیر نیست ! یکی در گوشم زمزمه میکند : بشکن سکوتت را فریاد کن با تمام وجودت فریاد کن سکوتت را بشکن شاید فردایی نباشد شاید فردایی نباشد تا تو خواستن را فریاد کنی اشکهایت را رها کن رها کن تا سیلابی شود و غرورت را بشوید نقابت را پاره کن بگذار همه ببینند و بداند که این خطوط از گذشت زمان نیست که بر چهره ات نشسته بگو بگو که برزمینت زدند و اینها همان ترک هایی است که از زمین خوردن ها حاصلت شده اما چگونه میتوان بی حنجره فریاد زد ؟ توان فریاد در من نمانده باید تاب آورد