بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد..

بی تو نه زندگی خوشـــم
بی تو نه مردگی خوشــــم
...

هی قبیله باران
تمام راه را بیراهه رفته اید انگار
اینجا کویری تشنه  است
چشمانش فریاد کنان
آرام و منتظر
چشم به راه...
..

***

پ ن ١: سرم به چارچوب‌های خیالی می‌خورد.. خیلی زیاد تر حالا.. این روزها خیال از من سر می رود‌..

پ ن ٢: چه تاثیر شگرفی داشت این کفر ... دائم به یاد توام بایک نگاه عمیق و یک خط بین دو ابرو... این منم که حوالی تو میچرخم یا تویی که به من سر زده ای؟!

پ ن ٣ : امروز ١ ساعت و نیم تمام بعد از بیداری به سقف خیره شدم و به تو فکر کردم و انگار دلم هی میخواست دوباره بخوابم و حالا حالا ها بیدار نشوم،شاید به امید خوابی خیالی نگاهی از تو... 

پ ن ۴ : میمانم همین جا ... روی خط شرک و کفر و ارتداد و شک ... باشد که تو هم بمانی همینجا مقابلم چشم در چشم ...

پ ن ۵ :
حال اسپندی را دارم روی آتش ...
و باور کن آرامشی جز تو
 نمیخواهم ...
نمیخواهم...
نمیخواهم...

/ 7 نظر / 9 بازدید
یدی

سلام. خیلی عالیست . هم آهنگ دردناک وغمگینی که از سینه وبلاگتان پخش می شود و هم اشعار زیبایی که زینت وبلاگ شده اند. هی قبیله باران تمام راه را بیراهه رفته اید انگار اینجا کویری تشنه است چشمانش فریاد کنان آرام و منتظر چشم به راه... یا علی

سورنا

سلام خانم. چطوری دوست قدیمی؟ خوش می گذره؟

اسحق فتحی

[دست]زیبادبود راستی من وبلاگتان را پیوند میزنم به دستی بر آتش هنر تا دوباره گم تان نکنم

ساره

سلام نوشته هاتون زیباست اجازه لینک می می دهید.[بازنده]

ساره

ببخشید لکنت داشتم .چشمم ندید.

وحید

سلام چرا بلاگت اینجوری شده؟؟؟؟؟؟؟ مجبور شدم بیام تو آرشیو تا نظر بزارم