اگر می توانستم

 

اگر داغ رسم قديم شقايق نبود،اگر دفتر خاطرات طراوت، پر از رد پای دقايق نبود،

اگرذهن آينه خالی نبود،اگرعادت عابران بی خيالی نبود،اگرگوش سنگين اين کوچه ها

فقط يک نفس می توانست،طنين عبوری رابه خاطر سپارد،اگرآسمان می توانست يکريز، شبی چشم های درشت تو را،جای شبنم ببارند،

اگر رد پای نگاه تو را ، باد و باران از اين کوچه ها آب و جارو نمی کرد،

 اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز ميکرد، اگر آسمان سفره ی (کودکی) هفت رنگ دلش را برای کسی باز نمی کرد،

 و می شد به رسم امانت، گلی را به دست زمين بسپريم، و از آسمان پس بگيريم ، اگر خاک کافر نبود ، و روی حقيقت نمی ريخت،

 اگر ساعت آسمان دورباطن نميزد ،اگر كوه ها كر نبودند،اگر آب ها تر نبودند،اگر باد مي ايستاد

اگر حرف هاي دلم بي (( اگر )) بود،اگر فرصت چشم من بيشتر بود،اگر ميتوانستم از خاك يه دست لبخند بچينم


تورا ميتوانستم 
                      اي دور
                                 از دور  
                                        يكبار ديگر ببينم

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادی

سلام خوبه بابا خوبه حالا رازی شدی همونی که ميخواستی بشنوی بت گفتم

fozooli

بابا اسم اين رو گذاشتی وبلاگ.به هيچ دردی نمی خوره

كيمياگر

با سلام خوشحال شدم به من سر زدي مطلبتون هم جالب بود ( وقتي ايگو رفت نور خدا جاري مي شود ()

امین

سلام وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزن

رها

اگر .. اگر اگر ها نبود دنيا هم نبود. شاد باشی و رها:

علی

وبلاگ قشنگی داری اميدوارم که موفق باشی

الهام

وبلاگ جالبی بود مخصوصا اهنگش چون من عاشق اين اهنگه هستم موفق باشيد

تنها

سلام وبلاگتون خيلی قشنگ بود تو اين دور و زمونه وبلاگی با اين مضامين کمتر پيدا ميشه موفق باشی

مريم

سلام وبلاگت خیلی قشنگ بود امیدوارم همیشه قشنگ بمونه راستی 9 آذر تولد عشقمه خواستی یه سر به وبلاگم بزنو یه پیام تبریک هم بده