و این ویرانی ...

 

چقدر گفتم ...
"در کوچه باد می آید و این ...
ابتدای ویرانیست ..."
گوشهایتان را گرفتید  ...
حالا
اگر میتوانید
چشمهایتان را ببندید
تا ویرانی را به نظاره ننشینید ...

***

پ ن ١: مشکل این است که هر چه فریاد داریم بر سر ناشنوا میزنیم ...

پ ن ٢ : "پ" مثل پلی که خرابش کردند و "د " مثل دیواری که درست جای آن قد علَم کرد ...

پ ن ٣ : آخر یک روز که لبریز شدم ، کوله ام را برمیدارم و سفر میکنم  به دورترین و دنج ترین جای دنیا ...

پ ن ۴ : التماس دعا !

/ 7 نظر / 3 بازدید
اسحق فتحی

نسیبه عزیز لحن بی پیرایه ای دارید در این سروده آفرین و بسیار سپاس از حضور و پیام زیبایتان- برقرار باشید

حسین

سلام خیلی دنبال وبلاگتون گشتم ، میدونستم اسمش چیه ولی بازم نتونستم پیداش کنم تا اینکه خیلی اتفاقی از تو آرشیو یکی از سایتها که توش نظر داده بودین (www.khatefarda.net) اونو پیدا کردم . چون همیشه عادت کردیم که انتقاد کنیم ، من هم به این رسم احترام می ذارمو یه انتقاد کوچیک از وبلاگتون دارم اونم اینه که خیلی دیر مطالبش به روز میشه البته این روزها ، روزهای امتحانه و حق دارین البته وبلاگ من هم دست کمی نداره و سالی یه بار بهروز می شه با تشکر اگه می خواید بشناسید منو می تونید به وبلاگم مراجعه کنید . البته یکی دو تا هم که نیست شکر خدا www.mob-soft.40s.ir www.j2me.40s.ir

مرضیه

من بادو ندیدم و فقط به ویرانی رسیدم اما گاهی ویرانی ابتدای زیباییست ابتدای خواستن و همت کردن مبارکت باشد

مهدي

مارا با دشنه و تفنگ و تبر، با تیرو خون و آتش و بیداد...کار نیست ما زخم نیستیم، ما مرهمیم با ما رهائی است و تماشا و آشتی یک آسمان ستاره و یک دره آبشار یک نسل آرزو یک فصل رویش، یک عمر جستجو سبزیم و بیشمار ما شاخه نیستیم ما جنگلیم .............. مشتري هستم، پرو پا قرص ؛ اگر اجازه بدهي وبلاگت را سر بزنم

فاطیه

برات دعا بسیار کردم امیدوارم نتیجه بده [گل]

یاسر

سلام خسته نباشید..نمیدونم چی بنویسم که باورت بشه از سبک نوشته هات خوشم اومده.....موفق باشی[گل]