درد نامه ای برای ...

                                  

"به شوق آن که پس از سال‌ها صدف بشوم

مرا گذاشته‌ای در خودم تلف بشوم؟

 

که دختران جنوبی مرا به نخ بکشند؟

برای گردن رقاصه‌ها به صف بشوم؟

 

غروب پشت طلوع و طلوع پشت غروب

نخواه یک زن تنهای بی‌هدف بشوم

 

اگر چه سمت تو دریا همیشه طوفانی است

بگو برای تو با موج‌ها طرف بشوم

 

شبی که بشکفد از عشق چهره‌ی دریا

زنان هلهله‌زن…دختران دف…بشوم

 

تو شهر عشق منی در تو ساکنم ای خوب

نخواه غرق سکون خودم تلف بشوم"

 

                                                                   "مژگان عباسلو" 

***

پ ن ١ : این روزها تنها مانده ام ، آنقدر که ... بگذریم.

پ ن ٢ : تازگی ها دردهایی را لمس و درک کرده ام بس عظیم ، که روح و روانم را به یغما برده است و من عمیقا" احساس درد و رنج و غم و اندوه میکنم ...

پ ن ٣ : دارم به اصلاح روابط اقوام و ملیتها فکر میکنم و به گسترش فرهنگ مهرورزی در جهان ، و آشتی میان ملت ها و پل زدن بین دلها ...
در همین حال در دانشگاه در میان رشته ی خودمان که تعدادشان هم زیاد نیست و اکثرا" بومی هستند چنان تفرقه ای می افتد که بیا و ببین ! 

و دختر فلانی که هر روز کفش های شوهرش را واکس میزند و غذایش را آماده میکند و لباسهایش را شسته و اتو میکشد و میرود خانه ی بابایش ، و تمام زندگیش شده همین چند کار روزمره! بی آنکه کلامی بین او و شوهرش ردوبدل شود ،

وآقای فلانی که زندگیش با مشکلات گره خورده و آنقدر با همسرش درگیر است که دائم از خانه گریزان است ...
و مردمی که چشم ندارند موفقیت همدیگر راببینند و تا کسی به جایی رسید آنقدر پشت سرش صفحه میگذارند و میکوبندش که دیگر نای زندگی برایش نماند.

خنده دار است که میخواهیم دنیارا اصلاح کنیم در حالیکه از اطراف خود غافلیم ، ما کجای این زمان جامانده ایم که حرف یکدیگر را نمیفهمیم و شجاعت پذیرفتن کسی در کنارمان نداریم ...

خدا به نصیبه و همه ی شما رحم کند. و همه را از فقر فرهنگی نجات دهد .

پ ن ۴ : احساس میکنم دارم فراموش میشوم ، ناراحت نیستم ، خوشحال هم نیستم ، اصلا" حسم تعریفی ندارد ، فقط حسم این است که دارم از یادها پاک میشوم همین .

/ 2 نظر / 6 بازدید
فاطی امینی

خدا انشالله به همه ما رزق فرهنگی بده

فاطی امینی

خدایا ما را لحظه ای به حاله خودمون وامگذار [نگران]