دیوانه ها به بهشت می روند!

2v80iuq.jpg

او وسوسه نشد. چشمش لیلی را ندید. سیب دست او را هم ندید. بنابراین سیب را نخورد. فقط به
تبع پدر به زمین آمد، به این دیر خراب!

او می خندد و نمی گرید. از روز و شب چیزی نمی فهمد. رنجی ندارد. کسی هم از او توقعی ندارد، تکلیف ندارد. به بهشت هم می رود. خیلی ها -بخصوص وقت غم- می گویند «خوش به حالش» اما هرگز حاضر نیستند لحظه ای جای او باشند؛ با اینکه می دانند او حتما رستگار می شود.

 

سیب چه طعمی داشت که به بهشت می ارزید؟

/ 61 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

ز آبشار نگاه تو نور مي بارد به جاي اشك ز چشمت بلور مي بارد دل از خيال تو روشن شود به ظلمت شب چو نور ماه كه از راه دورمي بارد لبت ز تابش دندان ستاره بارانست ز خنده هاي تو باران نور مي بارد چه دلنواز نگاهي كه وقت ديدن تو ز چشم آينه شرم حضور مي بارد دهان به خنده ي شيرين اگر كه بگشايي به جان مردم غمگين سرور مي بارد كجاست ديده ي موسي كه بنگرد شب ها هنوز شعشعه از كوه طور مي بارد به لطف طبع تو نازم كه با عنايت دوست ز واژه واژه ي شعرت شعور مي بارد ظهور شعر تو بر ذهن نازك انديشان هزارها سخن نو ظهور مي بارد

بلا!

سلام عزيز مهربون! من از خم خريت در اومدم و آپ کردم و منتظرتم

رهگذر

شايد جای من هم در بهشت باشه

رهگذر

اخه من ای کاش های زيادی را امتحان کردم

مير علی

سلام ممنون از اينکه سر زديد اکثر مطالب قبل و گذشتتون رو هم خوندم به ارشيوتون هم سر زدم اشعار از خودتون هست؟ نميدونم ولی متونم خوبی نوشتيد اين اخری هم خيلی خوب و مختصر و روون بود بنده هم در جای ديگری دستی به قلم نثر بردم ادرسش رو براتون می نويسم http://shabeeyaldaa.blogfa.com/ مطالعه ء‌ این وبلاگم خلی از لطف نخواهد بود به روز کردید خبرم کنید به نام حضرات می یا محمد و یا علی

امير

گفتم دل و دین بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی آن من بودم که بیقرارت کردم شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی -------------------------------------------------- سلام.من منتظر آپهای زیبات هستم

صنوبر

سلام خوبی نصيبه جان ؟ من آپ کردم وبلاگمو ها منتظر هستما زود بياييا قربونت برما