وقتی نیمکت نشین میشوم !

 

خنده ام میگیرد
از این زندگی
از این نفس های شیرین
و خواستنی
این روزها
لنگ لنگان که راه میروم
آدم ها در نظرم انگار

کاملتر و زیبا ترند
و دنیا چه ملموس
بالا و پایین میشود

و انگار طمعی
درونم را هی
قلقلک میدهد
طمعی از جنس
بودن
نفس کشیدن
و
خندیدن...

 

***

پ ن ١ : قصه ی جالبیست ، حکایت ما آدمها ... بعضی وقتها کافی ست ، کمی ... فقط کمی زندگی در دستمان لیز بخورد ، آنوقت است که تمام وجودمان دست میشود برای چنگ زدن به این زندگی و این دم و بازدم.

 

پ ن ٢ : درگیر استراحت اجباری شده ام ، سین  همه این چند روز گذشته برایم یکی بوده :

- ساعت ۴:۴۵ دقیقه صبح :

پدر (آماده ی رفتن به مسجد) : نصیبه ! بابا بیدار شو اول نماز و بعد هم دانشگاه ،
من( نیم خیز نشسته) : باشه 

چند لحظه بعد یک جیغ بلند ناشی از احساس درد در پای چپ!

و ... بیهوشی !


پ ن  ٣: این درد را دوست دارم چون وسوسه ی بودن را بجانم می اندازد ، و من عاشق این وسوسه ام .

 

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهسپار

سلام سپاسگزارم از قدم رنجه تان روزگارتان سبز

آسمان سخت

وقتی که مردم برخی چیزها را زیبا میدانند چیزهای دیگر زشت میشوند وقتی که مردم برخی چیزها را خوب مدانند چیزهای دیگر بد میشوند بودن و نبودن همدیگر را می آفرینند سخت و ساده یکدیگر را پشتیبانند بلند و کوتاه یکدیگر را تعریف میکنند پستی و بلندی به یکدیگر وابسته اند قبل و بعد بدنبال هم میایند

آسمان سخت

بدون ترس عاشق شدم و به تو و عشق تو لبخند زدم اکنون شبانه روزم ترس است و ترس ترس دوری تو ... ترس نبود من ... ترس عشق... ای کاش از اول می دانستم که بدون ترس عشق بی معناست وقتي آسمان دفتر خاطرات تنهايي من و تو را ورق مي زد آن شب به احترام چشمانمان باران باريد ... قلم رقصيد ... كلمات جاني دوباره گرفت ... و قصه تنهايي من و تو آغاز گرديد ماه من اين را بدان قصه شبهاي تنهايي من و تو آغاز قصه عشقي خواهد بود بي پايان ماه من اين قصه را با من گوش كن ... . . . و من چه هراسانم از این عشق وچه ترسان و لرزان دلم را به تو هدیه دادم تا کسی با خبر نشود که ..... که این دل من ترسو ترین دل دنیاست................

آسمان سخت

سلام نصیبه جون . خوبی ؟ به روز شدم . اگه دوست داشتی بهم سربزن .

شمع سوخته

منظورم بجای نقطه چین بیت آخری بود چون وصف حال خیلی از آدمای دور بر ماست عزیز باشید[گل]

زهرا

[قلب][گل]سلام عزیزم چطوری؟ خوبی؟ شناختی. زری هستم دوست فاطی[ماچ] میبوسمت

محمدم از دشتی

سلام سپاس از اینکه به دشتی ها سر زدید معترفم به کم پیدایی اما خود حکایتی است بس دراز ... اما در مورد نظر ارزشمندی که داده بودید سپاس ویزه دارم از اینکه مرا مورد تفقد قرار دادید اری مو از ادبیبات هیچ ندانم ولی سعی می کنم با تلمذ یاد بگیرم به حد معرفتم امید که به زه این شود... کوته جوابی داده شده در ادامه نظرتانن در وبلاگ دشتی ها امید که .... یا حق

هستی

سلاااااااااااااااااام نصیبه جون تو چه حوصله ای داری هر روز اپ میکنی وبلاگ من که مرده کمکم کن زندش کنم حالا این پنجشنبه که اومدم باهم دیگه باز وبلاگمو زنده میکنیم وایییییییییییی پنجشنبه من انتظار روز پنجشنبه رو میکشم میدونی چرا به ابجیت؟ به ابجیت بگو تا بهت بگه[نیشخند] راستی اصل کاری رو یادم رفت اپتو میگم اپ قشنگی بوددددددددددددددددد[زبان] خب دیگه من برم بابای[خداحافظ]

حقدوست

[لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] دوست عزیز؛ سلام [گل][قلب]امیدوارم از برکات روز «دَحوُ الارض» بهره‌مند شوید[قلب][گل] با مطالب جديد؛ .....«روز "دحو الارض" را دریابیم» [گل] [گل] .....«یادی از یار همیشه ناظر» [گل] [گل] .....«احادیث بسیار زیبای هفته پنجاه و دوّم» [گل] [گل] ..... «"زالو"؛ درمان بیماریهای صعب العلاج» [گل] [گل] در خدمت شما عزیز هستم. [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] توصیه می‌کنم قبل از نظر دادن، حتما مطالب را بخوانید، مفید خواهد بود. [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل]

میثم

سلام خسته نباشید شعر زیبایی بود بله اقای امامی حجتی از افتخارات دشتی هستند ممنون از کامنت یا حق