دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

نه !‌
شکایت نکن
کوه هم که باشد
گاهی
دم غروب که می شود
انگار دلش می لرزد
به خدا قسم
اصلا انگار طور دیگری ست!‌
انگار ایستاده می افتد
و ایستاده می گرید
ایستاده می میرد

پس گلایه نکن!‌

از تو چه پنهان
با تمام  بی پناهی ام
گاهی ایستاده
در پس همین وجود
در پس همین خنده های سرد
در پس همین گریه های گرم
هی می میرم و زنده می شوم

سخت است
صبور باشی
و در حجم این سکوت
نـفـسـت بنـد نیـایـد...

***

پ ن ١ : خوره ی آپیدن که به سراغت می آید حتی اگر همه کارهای ناتمام دنیا را بر سرت ریخته باشند ، تا آپ نکنی آرام نمیشوی .

پ ن ٢ : اگر حالتان بد شد ببخشید این پست ها نبض من است که بالا و پایین میشود گاهی سرخوش و گاهی ...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٢/٢ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ توسط دختر خورشیدخان نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان