دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز



.
..
...
آن روز حسین کودکش را بوسید...
آنروز گلوی کوچکش را بوسید ،

امروز شنید کودکی ذکر حسین
با یاد علی عروسکش را بوسید

...
..
.


...
...
در حجم سرخ وسعت تابش مقدم است
خورشيد مي‌شويم ولي آسمان کم است

وقتي درخت حادثه‌ها سبز مي‌شود
زيباترين شکوفه از آن محرم است

شايد خروش غيرت يحيي‌است بر زمين
يا فصل سرخ هجرت عيسي بن‌مريم است

قابيل در تفکر پوشالي يزيد
هابيل در نگاه حسيني مجسم است

وقتي بلوغ مرگ به شش‌ماهه مي‌رسد
اين خون که نه! ... وجود طهوراي زمزم است

اين رستخيز خون و غزل در فرات عشق
شرحي ز تشنه کامي سقاي اعظم است

گفتند اين علم به زمين خورد پس شکست
غافل از اينکه دست علم‌دار پرچم است

حال و هوايي منقبض آسمان سرخ
تفسير تشنه کامي صحراي ماتم است

ديديم آسمان و زمين جابجا شدند
تعبير خواب‌هاي پريشان عالم است

تاريخ در تملک شيطاني يزيد
تنها حسين وارث اولاد آدم است

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٦/۱۱/٥ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط دختر خورشیدخان نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان