دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

 

هر روز

 شيطان لعنتی

خط های ذهن مرا

اشغال می کند

هی با شماره های غلط زنگ می زند، آنوقت

من اشتباه می کنم و او

با اشتباه های دلم

حال می کند

    *‌‌ * *

ديروز يک فرشته به من می گفت:

(( تو گوشی دل خود را ، کج گذاشتی

آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ

آخر چرا جواب ندادی

چرا بر نداشتی؟ ))

يادش بخير

آن روز ها

مکالمه با خورشيد

دفترچه های ذهنی کوچک من را

سرشار خاطره می کرد

امروز پاره است

آن سيم ها  

که دلم را تا آسمان مخابره می کرد

  * * *

اما با من تماس بگير خدايا

حتی هزار بار

لطفا پيام خودت را

روی پيامگير دلم  بگذار 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٥/٢/۱٢ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ توسط دختر خورشیدخان نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان