دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

 

دامن پرچینش را گرفته ؛
آواز میخواند و
رنگ میپاشد بر روزهای  بی رنگی  و
شور میدهد
بر لحظه های خستگی  ...
باد را میخواند
به رقصاندن گیسوها
آفتاب را
به باریدن نور
و گنجشک ها را
به زمزمه عاشقی ..  !
این بهار
عجیب دلبری میکند ..

***

گاهی میشود حاجی فیروز و گاهی دخترک کولی رقصان .. این بهار همه خودش را وقف من میکند تا نگاهش کنم و لبخند بزنم .. با خودم زمزمه میکنم : با هر بهار پژمرده تر / یا تازه تر شدیم ؟؟؟ و  او خودش را به هر دری میزند تا ته این سوال به خنده ای مطمئن ختم شود .. که معلوم است تازه تر!

پ ن ١ : سفر بودم ، تا همین چند روز پیش .. در یکی از سفرها عاشق دختری شدم که چهره پاک و معصومی داشت و زیباییش چشم گیر بود ، چشم های نافذ و صدایی آرام و رفتاری متین .. دلم میخواست دوستم باشد اما برخورمان کوتاه بود ،چند روزی گذشت و دیدم نمیتوانم فراموشش کنم ، سراغش را گرفتم و در موردش پرس و جو کردم تا پیدایش کنم .. پدرش نابینای مادر زاد بود و مادرش چند سالی میشد که او را ترک کرده بود .. گویا قصه خیلی پیچیده ای داشت این دختر .. مدرسه شبانه روزی میرفت و هر از گاهی به مادر سر میزد و با ناپدری سر میکرد ، گهگاهی به پدر و  و گاهی هم پدر بزرگ .. نصیبه همیشه خدا آدم های پر پیچ و خم را کشف میکند ، اصلا" تمام استعدادش انگار در کشف آدمهایی ست که دلش را بسوزانند .. که همیشه خدا دلیلی برای غمگین بودن داشته باشد ..
چرایش را خدا میداند و بس ..

پ ن ٢: تازگی ها فهمیده ام که چقدر برای آدم ها عجیبم .. خوشحالم که تا حدودی موفق بوده ام که نگذارم غم درونم به ظاهرم سرایت کند ، از افسردگی بدم می آید ، مثل دیوانه ها میخندم و میخندانم  که کسی پشت نقابم را نبیند ، تمام انرژی م را میگذارم که در لحظه هایی که تنها نیستم اطرافیانم از من انرژی مثبت بگیرند ، و خدا را شکر همه باورشان شده این نصیبه پر شرو شور بی غم را ..

پ ن ٣: سال نو مبارک .. امسال برای من سال جنگ است .. و البته با این همه مهربانی بهار ، دلم به نکویی اش روشن  ..

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱/۱٧ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط دختر خورشیدخان نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان