دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

                         من از کودکی عاشقت بوده ام ...

 

                     

 

عالم همه محو گل رخساره حسین است
 جهان در عجب کار حسین است

 

دانی که چرا آب فرات است گل آلود
   شرمندگیش از لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه حق گشته سیه پوش
  
یعنی که خداوند عزادار حسین است

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٤/۱۱/٢۳ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط دختر خورشیدخان نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان