دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

 

هی رفیق...
انکار نمی کنم
که این روزها
عجیب هوایت را کرده ام.
من فکر میکنم که ما
همدیگر را
در ازدحام کوچه ها
گم کرده ایم
اما
شاید
روزی
روزگاری
باز بیابیم...
روزی که چندان دیر نیست...
رفیق روزهای خوب !
اگر به تماشا بیایی
هنوز چین چروک روزهای بد را
بر دیوار دلم میبینی
روزهایی که دلم
تکیه گاهی چون کوه
رفیقی چون تو را کم داشت
و
تنها
بدون تکیه گاه ایستاد
خم به ابرو نیاورد
میخواست اینبار
روی پای خودش
 قد علم کند
و هی انگار
می شکست
و
تکه تکه میشد
چیزی در درونش...
شاید آن صبح دونفره
بالای کوه ...
نمیدانم بگذریم ...
و هر چیزی پایان دارد
اما نه برای من
نه برای تو
...

بیخیال
چه دارم میگویم
هزیان است انگار ...
هی رفیق
به کجا می کشی ام ؟

به "قناری در چه حالی" گفتن هایم ؟
به کجا ؟
به خیابان گردی های دونفره و بعضا" چند نفره  ؟
به طعم نان کنجدی ؟
به کلوکی تمام نانوایی های بربری ؟
به کجا ؟...
 نه عزیز ...
من برای رفیق نیمه راه بودن
 آفریده نشده ام ...
برای دلخوری های آدم بزرگانه
که انتهایش را
خدا میداند و بس
ساخته نشده ام .
من فکر میکنم بعدها
برای بی هم بودن
وقت بسیار است ...
پس تو را
خود تورا
رسما " دعوت میکنم
به مهربانی
به عشق
به با هم بودن ...
حتی اگر همیشه
سهم من از تو
فقط بودنت باشد و بس
حتی اگر
 اگر شانه های ترد من
شود برای من
در تمام لحظه های حال من
باوفاترین تکیه گاه ها
آشناترین آشیانه ها
 برای درد ها
و گریه ها ...
انکار نمیکنم
که دلم
عجیب هوای دلت را کرده است ...

***


پ ن ١ : این نوشته مخاطب خاص داشت ...

پ ن ٢ :گر نبیند چه بود فایده بینایی را ؟!

پ ن ٣ : چه دعایی کنمت بهتر از این ؟! خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق ...

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٠ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط دختر خورشیدخان نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان