دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز


 

هرگز از دوری این راه مگو
و از این فاصله ها
که راهی نمانده ست تا تولد
متروک هم که شده باشی
می سازندت از نو
حتی اگر نباشی
می آفرینندت از سر
کمی صبر هم که داشته باشی
جان هم میگیری
جان هم میگیری
جان هم میگیری

...

..

.

 

***


پ ن١ : این مدتی که کم نگاشتم آنقدر اتفاقها افتاد که به موجب آن کمی اخمو ، کمی غمگین ، به قول محمد حسین " عصبانی" دیده میشوم. کم کم دارم بزرگ میشوم و البته این بزرگ شدن برای خودم دردناک است... آخ که این روزها چقدر جای یک نفر خالیست که پیدا شود و به من یاد آور شود که آنهمه شیطنتت کو ؟  قبول دارید که گاهی زندگی  از کف می رود و نمی شود جمعش کرد ؟

پ ن ٢ : تلخی بعضی  تجربه ها در زندگی تا ابد به کام آدم می ماند ، مثل رسیدن به شناختی که نتیجه اش خلاف تمام باورهای قشنگ در مورد کسی یا چیزی باشد. و تلخ تر از آن قربانی شدن همین باورها در آن راه است ...  منظورم را رساندم؟


پ ن ٣ : هر کسی هستید ، در هر لباس و شخصیتی که هستید ، این را از من بپذیرید که هیچ وقت ارزشهایتان را قربانی خودخواهی یا هر چیز دیگر نکنید ، همین ارزشهاست که نام انسان را برازنده تان میکند .


پ ن۴ :شما را قسم میدهم که  جان عزیزانتان با هم صاف و یکرنگ باشید که هیچ چیز در زندگی تهوع آورتر از چند رنگی نیست ، به عبارتی برای سمت چپ سینه خود و دوستانتان ارزش و احترام قائل شوید ...

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ توسط دختر خورشیدخان نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان