دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

و عجیب آن که 
من 
کبوتری بودم 
اسیر مشت گرم تو ...
مرا پراندی و 
حالا 
دلم برای گرمی ت 
یخ زده .. 
مرا اسیر کن از نو ... 
من این بال را چیده ام 
که از تو نگیردم 
هوای هوایی شدن ..

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٦ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط NasibeH نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان