دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

 

بهار باشد و  
تو نباشی ...
شنیده ای حکایت
"زهر باید خورد و انگارید قند " را
...
کاش دستی میرسید  از غیب
و قیچی میکرد
این راه دراز نیامدنت را ...
قرار میشد همه بی قراری را...

دل میشد همه بی دلی را ...
آغاز میشد
غروب جمعه دلگیر را ...
نور باران میشد ...
چشم ها را

...

منجی میشد
همه ما را ...
...

خسته نشدی از نرسیدن هنوز آقا ؟؟؟


 

پ ن ١: خسته از تمام رفتن ها و نرسیدن ها ، با زبان نمیگویم به خدا ... با دل ... با تمام وجود آقا... دیر نیست ...؟ بس نیست ؟ دلمان از نیامدنت پوسید ، تا کی منتظرت بمانیم... هیچ دارد اینجا می هیچد و این میان چقدر جای تو خالی ست ... آخ که چقدر جای تو خالی ست ... چهاردهمین معصوم دل ها 14 شاخه نرگس نظر نگاهت ...

اللهم عجل لولیک الفرج


پ ن ٢ : بهار کهنه شده امسال بر همه تان میمون و مبارک و البته همراه با بهترین آرزوها ، میدانید که دو رکن اصلی دل و دماغ که نباشد ... همه چیز هم داشته باشی ، انگار هیچ نداری ... دل و دماغ نداریم این روزها ... تمام کرده ایم . دعایمان کنید ...عجیب حس تلخیست این بی دلی ...

 

پ ن٣ : خیلی دلتنگتان هستم اما ... بگذریم ...  التماس دعا !


نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/۱/٢٧ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط NasibeH نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان