دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است ... ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است... مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست ... هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است... اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود ... فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است... چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را ... دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است... هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد ... چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است... مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن ... در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است...


تیـــک تاک

! ... عرفان را دوست دارم تو را نیز

...و حسین (ع) راز سرخی ست که عاشورا برملا می شود!!!

به آسمان بنویسید :ابر کم داریم

و بر زمین که چو خورشید داغ و تبداریم

فرات از خجلت در زمین فرو رفته است

و ما در اوج عطش از ستاره سرشاریم

خیال می کنی ای آفتاب او تنهاست؟

اگر که ماه نباشد همه علمداریم

به کوری چشم آفتاب می خواهیم

به عشق صبح ۲ رکعت نماز بگذاریم

بگو به هر چه که نامرد تیغ بردارند

دمی که مثل علی سر به سجده بر داریم

درخت ها به کدامین طرف گریخته اند؟

رها کن ...آه بیا سر به نیزه بسپاریم

به ما به ماه سر نیزه ها نگاه کنید

که چشم خیره خورشید را می آزاریم

و در زمان و زمین منتشر شدیم ؛ آری

به آسمان بنویسید ابر می کاریم

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٥/۱۱/۱۳ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط NasibeH نظرات () |

Design By : Pichak

گذشته ها
دوستان